أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
728
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
709 . عصافير الشوك 1 اطيوس : به يونانى طروغلودوطوس 2 [ ناميده مىشود ] و كوچكتر از همه انواع [ گنجشكها ] است . پولس : اغلب در سباخ [ پهن ] - به عقيدهام [ بايد خواند ] سياج [ پرچين ] 3 - زندگى مىكند ، رنگش لطيفتر از ديگر گنجشكها غير از [ گنجشك ] ملكى 4 است . [ رنگش ] ميان زرد و خاكسترى است ، در پهلوها پرهاى طلايى دارد . منقارش باريك است ، روى دم نقطههاى سفيد وجود دارد و پيوسته دم را مىجنباند ؛ مانند گنجشك جيكجيك مىكند . [ اين پرنده ] اغلب در زمستان پيدا مىشود و بهندرت در پاى [ ساختمانها ] و در جاليزها زندگى مىكند . جاحظ 5 : عصفور الشوك با خر بازى مىكند و اين قاتلش است ، زيرا اگر خر ورم گرده 6 داشته باشد ، با گذشتن از كنار [ لانه ] عصفور الشوك 7 ، خود را به آن مىمالد . به همين جهت ، خر هنگامى كه عرعر مىكند ، عصفور الشوك [ از ترس ] تخم مىاندازد و جوجههايش از لانه خارج مىشوند . حال معلوم مىشود چرا اين گنجشك در پى خر مىپرد و به سرش نوك مىزند . در كتاب النخب [ گفته شده است ] كه عصفور الزرع 8 در ناحيهء ديار ربيعة زندگى مىكند ؛ شكمش بسيار زرد است . در بهار از شكم اين [ پرنده ] « سنگ يرقان » 9 به دست مىآورند . ( 1 ) . به عربى به معناى « گنجشكهاى خار » است . II , Dozy ، 135 : عصفور الشوك sorte de oiseau petit ( نوعى پرنده كوچك ) است . با تكيه بر اشارهء بيرونى در اينباره كه اين پرنده به يونانى طروغلودوطوس ناميده مىشود ، مىپنداريم كه اين ممكن است Troglodytes troglodytes يعنى دمجنبانك باشد . نسخهء فارسى حذف كرده است . ( 2 ) . طروغلودوطوس ، يونانى - زندگىكننده در غار يا سوراخ » ؛ نك . شمارهء 1 . ( 3 ) . يعنى ؛ السباخ تصحيف السياج است . ( 4 ) . الملكى - پادشاهى . ( 5 ) . قس . جاحظ ، حيوان ، V ، 266 - 267 . ( 6 ) . الدبر ، نك . Lane ، 846 . ( 7 ) . اذا مرّ بالشوك - « با گذشتن از كنار خار » ، به احتمال زياد منظور لانهء عصفور الشوك است . ( 8 ) . عصفور الزرع - « گنجشك زمين شخمشده » . ( 9 ) . حجر اليرقان ، طبق محيط اعظم ( II ، 133 ) نامى ديگر براى حجر الخطاطيف - « سنگ پرستوك »